خرید بک لینک

چهقدر پرتوپلا مینویسم من. یادِ فرنسی افتادم.

برچسب: نویسنده: پارسا رضایی تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:32

روزِ سردِ خفقانآور


روزهای سرد افسردهکنندهاند. چون مجبورت میکنند به درون خودت برگردی، یک گوشه کِز کنی و تنها باشی.

از روزهای سرد متنفرم. از تمام روزهای سردی که اتفاقات دشوار زندگیم توشون افتاده متنفرم. از امروز.


× لطفاً دعا کنید برای مادرم.

برچسب: نویسنده: پارسا رضایی تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:32

تصوری که از مرگ خودم دارم؛ اطراف ۵۰ و خردهای سالگی روی تخت آیسییو، سرطان متاستاتیکی که ریهم ُ درگیر کرده و امیدوارم نفسهای آخرم بدون درد باشه.

برچسب: نویسنده: پارسا رضایی تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:32

امروز وقتی واحدی بالاخره اعتراف کرد جوابم درست بود، حس کردم اون آدم همیشگی نیست.



× فکر کنم قرصیچیزی خودهبود.

برچسب: نویسنده: پارسا رضایی تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:32

یک نفر سالهاست دیشکنری ادونسِ قطورِ لانگمنِ گرونقیمتم ُ قرض گرفته و برش نگردونده، حالا به طور اتفاقی فلشِ 32 گیگش دستم افتاده. برنامهم اینه تا موقعی که کتاب به دستم نرسیده، فلشُ مایملک خودم بدونم.

برچسب: نویسنده: پارسا رضایی تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:32

در مورد اتفاقات حرف نمیزنم. در این مورد که مثل لوییزا کلارک شانس آشنایی با همچین آدمایی ُ داشتهباشید یا فکر کنید لوییزا کلارک یک قهرمانست یا هرچی. در مورد زندگی واقعی حرف میزنم. در مورد دویدن و نر

برچسب: نویسنده: پارسا رضایی تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:32

مرسی که دوران ابتداییم دیگه هیچ وقت برنمیگرده.


برچسب: نویسنده: پارسا رضایی تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:32

صفحه بندی